تبليغاتX
گز

گز

گیاه مقاومی است،با کویر خوب می سازد...دیدم شاید برای اینجا اسم مناسبی باشد

سلام

ميلاد امام دوازدهم، امام مَهدی (عج) بر همگی شما مبارك.

در ضمن گويا ام‌شب خسوفی رخ خواهد داد اگر اهل بيدار ماندن باشيد بی‌نصيب نخواهيد ماند.

دعا يادتان نرود.

در ضمن تا یادم نرفته بگویم که اگر خدا بخواهد برای درس عربی چيز‌هايی می‌نويسم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 21:37  توسط نقطه  | 

توصیفی اجمالی از جشنواره ی جوان خوارزمی،مراحل،داوری و...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 3:51  توسط عالیه  | 

 پیشاپیش اعلام نتایج کنکور را به همه کنکوری های پارسال تبریک وتسلیت عرض میکنم. امیدوارم دوشنبه خبر های خوبی به همه برسد.

متن زیر را از مقاله ی  "تست تحلیلی واجب تر از نان شب " از شماره ی نوزدهم دو هفته نامه نیمکت  خلاصه کردم.به نظرم مفید است.تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

تست تحلیلی یعنی تست با هدف یادگیری.این روش با تست زماندار که با هدف سنجش است کلی فرق می کند.در این روش تست زنی باید سعی کنیم دانسته هایمان را تثبیت کنیم .تست تحلیلی قسمتی از یادگیریست.تست سنجشی بعد از یادگیری برای سنجش آموخته های ماست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 9:16  توسط اونانکوادیوم  | 

حتی اگر برنامه ای بسیار دقیق و کامل داشته باشید!حتی اگر همه ی شرایط فیزیکی مهیا باشد گاهی سست می شوید! به نتیجه ی درس خواندن و امکان شکست فکر کرده و سست می شوید!به رقیبان خبره فکر کرده و سست می شوید!به تفریحاتی که می توانستید از آن لذت ببرید اما از آن محرومید فکر کرده و سست می شوید!حتی گاهی بی دلیل سست می شوید!!!گاهی بی حوصله هستید و رمق مطالعه ندارید...

خواندن این مقاله می تواند به شما کمک کند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 13:34  توسط عالیه  | 

چطور برای کنکور درس بخوانیم؟آهسته و پیوسته!

بیش تر کنکوری ها از تابستان برنامه ی خاصی برای مطالعه در نظر می گیرند و تصمیم می گیرند که حتما آن را اجرا کنند! و البته هنگام تنظیم برنامه بسیار باانگیزه عمل می کنند.و شروع اجرای برنامه هم کاملا وفق مراد است! اما پس از مدتی خسته می شوند و دیگر به برنامه عمل نمی کنند.این مشکل بسیاری از کنکوری هاست.عده ی زیادی هم با شروع برنامه مشکل دارند.و عده ای حتی با تنظیم برنامه...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 20:5  توسط عالیه  | 

 

کنکور در سه قورت: شروع،ادامه،پایان

 

 

 

پارسال همین موقع این سوال من بود.خیلی سعی کردم براش جواب خوبی پیدا کنم.شاید این به دردتون بخوره.

کنکوری ها! برای شما برنامه ای ویژه داریم.(برای بقیه هم داریم ها!حالا بعدا می فهمین بقیه کیان!){من هم حرف دارم! البته بعید می دونم بدردتون بخوره!}

 

 

                                              همیشه دوس داشتم یه متن تو مایه های کتاب"من ِاو"بنویسم.

                                                                  من(عالیه)          او(مطهره)

                                                                   "تصمیم گرفتیم ما بشیم"
                                                             من هم "از-به" را می نویسم : (نقطه)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 0:49  توسط عالیه  | 

من آمده ام......

خب دیگه! اینجا آپ می شود و دوباره زنده!

 

تاریخ شیمی: (جالب ترین قسمت این مقاله دستور تهیه ی اکسیر جوانی و نظریات فلسفی ارسطو است.)

 

1_دوره ی هنرهای تجربی (از روزگار باستان تا 600 سال پیش از میلاد)

2_نظریه ی یونانی(300_600 سال قبل از میلاد)

3_کیمیاگری(300 پیش از میلاد تا 1650 میلادی)

4_دوره ی فلوژیستون(1790_1650 میلادی)

۵_شیمی جدید(از 1790 به بعد)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 13:48  توسط عالیه  | 

اگرچه این که "کلی گویی آفت شعر است"۱ را اگرچه قبول دارم.اما نه قرار است اینجا شعر بنویسم و نه این که بعید می دانم آفت مذکور روی "گز" اثر داشته باشد....

آدم ها با گذشت زمان تغییر می کنند و گاهی حتی در خلاف مسیری حرکت می کنند که روزها و ماه ها و گاه سالها در آن مسیر حرکت کرده اند...این مسئله را مدت هاست که قبول کرده ام و دیگر هم شاید اعتراض به آن را بیهوده بدانم....

به هر حال این جا تعطیل است...نه برای همیشه،اما تا مدت قابل ملاحظه ای که کمتر از یک ماه نخواهد بود.اگر فاصله ی بین به روز شدن های این جا متجاوز از یک ماه بوده است اما این جا تا امروز تعطیل نبوده است،اما امروز روز دیگر است....

من از سهمی که داشته ام راضی ام.روزگار به نظرم خوب این قانع بودن را به من آموخته است...کارهای بیشتری در آینده ی نسبتا دور خواهم کرد.مثل پیدا کردن چند نفر نیروی کمکی برای نوشتن در اینجا و یا ایده های جسورانه تری که تصمیم به افشایشان ندارم...

شاد زی

داود

۱.عشق همیشه در مراجعه است-محسن نامجو

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 1:43  توسط داود  | 

این فایلی که در زیر می بینید توسط خانم های عالیه سرگزی و مطهره کیانی برای من ارسال شده است تا به این رکود وبلاگ خاتمه دهند!

من به شدت از هر دوشان تشکر می کنم و البته حرفی هم باید درباره ی کنکور بزنم که به دلیل کمبود وقت نمی شود الان گفت!بماند برای آینده ی نزدیک!

اگر اشتباه نکنم منبع اصلی این آمار گزینه ی ۲ است که بد نیست از آن هم یادی کنیم!

برای دریافت فایل اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 0:33  توسط داود  | 

این مطلبی بود که برای مجله ی ورودی های امسال نوشتم.البته بعضی از این توصیه ها احتمالا آنقدر کلی نیستند که به درد همه بخورند.اما بعضی هایش سال دیگر که وارد دانشگاه شدید از کیمیا با ارزشتر خواهند بود!!!!برای خواندن مطلب روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

پ.ن۱: سال تحصیلی جدید بر پیروان عزیزش به ترتیب تبریک و تسلیت باد!

پ.ن۲:این متن ویرایش نشده است!ما کلا کیفیت مجلمون بهتر از اینه!اما متن نهایی رو نمی دونم کجا گذاشتم.بنابراین نشد دیگه.این متن هم زیاد بد نیست!

پ.ن۳: سعی می کنم در اولین فرصت جلد مجله رو هم اینجا آپلود کنم. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 12:10  توسط داود  | 

این مطلب ربط چندانی به این سری مطالب ندارد و بیشتر درخواست کمک است.

اول از همه لازمه تبریک بگم به همه بچه هایی که امسال واقعا رتبه های خوبی آوردن.

دوم اینکه می خواستم خواهش کنم به هر کسی که دسترسی دارید بگیدکه تجربیاتش رو با بقیه شریک بشه...من واقعا برای بروز کردن اینجا مشکل دارم و درخواست کمک شدید دارم!

سوم.مرسی!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 18:24  توسط داود  | 

۱.ساعت خوابتون رو تنظیم کنید...شاید اولین گام برای برنامه ریزی اینه که بفهمید شما به طور تئوری چند ساعت برای درس خوندن در اختیار دارید.البته اگر جزو طرف داران نظریه فراگیری در حین خواب باشید خب اوضاع فرق می کنه  اما از من به شما ها نصیحت که این قضیه زیاد جواب نمی ده...

۱.۱.ساعت بیدار شدن شما به طور طبیعی تابع زمان خوابیدنتونه! یعنی این که اولا لازم نیست فعلا زمان خوابتون رو کم کنید،ثانیا برای شروع ببینید که شب ها ساعت چند می خوابید؟ بعد از ظهر ها می خوابید یا نه؟ و با فرض یک خواب کامل،چه ساعتی از خواب بلند می شید...

۱.۲.شروع برنامه درسی تونو بذارین برای ۳۰تا ۴۵ دقیقه بعد از این زمان.

۱.۳.صبحانه بخورید!خوب هم بخورید! اصولا سرک کشیدن به یخچال و ناخنک زدن به دیگ غذا! اگر چه تفریحاته خوبین،اما تمرکزتونو کاهش می دن...

۲.طرح کلی داشته باشید

۲.۱.یعنی این که از شب قبل بدانید برای فردا قرار است چه درس هایی بخوانید و از هر کدام چند صفحه.

۲.۲.باز به نکته های پست قبل توجه کنید.توهم نزنید!

- من فردا ۲۳۴۸۴۷۸۳ تست مثلثات حل می کنم!

- شما بی خود می کنی!

با خودتون رو راست باشید.شما فردا ۱ ساعت حسابان می خونید و سعی می کنید ۱۰ تست مثلثات هم در انتها حل کنید.حالا اگر وقت زیاد آوردید این ۱۰ را بکنید ۱۵ تا!

۳.بدون توقف درس نخوانید.

۳.۱.حتما بعد از هر ۱ ساعت و یا ۱ ساعت و ربع به خودتان استراحت دهید.

۳.۲.هر چه در طول روز جلوتر می روید،زمان استراحت را بسته به توانتان عوض کنید...

۳.۳.حتما حتما حتما قبل از این که از اتاق بروید بیرون زمان برگشتنان را هماهنگ کنید.مثلا به یک نفر بسپارید و یا ساعت کوک کنید....

۴.تعارف نداشته باشید!

۴.۱.اگر واقعا حس درس خواندن دارید و اقدس می گوید که برویم بیرون،خیلی رک شرایط را توضیح دهید

۴.۲.اگر حس درس خواندن ندارید،الکی خودتان را مشغول نکنید...حتما کارهای جذاب تری برای انجام دادن پیدا می کنید...

۵.انگیزه ایجاد کنید.

۵.۱.یکی از راه هایش یادآوری مکرر است!

۵.۱.۱ مثلا روی یک کاغذ بزرگ هدفتان را بنویسید و بکوبید روی دیوار اتاقتان

۵.۱.۲ اسم پروفایل موبایلتان را بکنید کنکور یا المپیاد یا چه می دانم مسابقات کاشت هویج...

۵.۱.۳.روی بک گراند کامپیوترتان علامتی بگذارید که یادتان بماند

۵.۱.۴.استاتوس یاهو مسنجرتان را عوض کنید و یک اسم در همین مایه ها بگذارید

۵.۱.۵.اصلا آی دی یاهوتونو عوض کنید! و بذارید کنکور یا المپیاد!(می تونین پسوردتونم عوض کنید)

۵.۱.۶.یه جمله ی امیدوار کننده بگید و با صدای خودتون ضبطش کنید و بذارید به عنوان زنگ اس ام اس موبایلتون یا مثلا قاطی فایل هاتون تو ام پی تری پلیر...

۵.۱.۷.روی صفحه ی اول کتابتاتون یا روی هم دو صفحه یک بار،بنویسیدش! نگران نباشید که اقدس یا اکبر وقتی کتابتونو امانت بگیرن و این چرندیات رو ببینن،بهتون می خندن.

۵.۱.۸.حتی می تونین بلست ۳۶۰ تتونو عوض کنید!

۵.۱.۹.خلاصه رسما اعلام کنید که می خواید یه تغییر بزرگ به وجود بیارین...

(ادامه دارد)


پ.ن: همین کارارو انجام بدین دیگه تابستون تمام شده ها!!!

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 19:41  توسط داود  | 

 

مهمترین قسمت برنامه ریزی این چند تا نکته است:

۱.شما تراکتور نیستید! یعنی نمی تونید روزی بوق ساعت درس بخونید...اونم برای یه مدت طولانی...اگه می تونید دیگه برنامه ریزی به درد شما نمی خوره،عین آدم(!) بشین درستو بخون...

۲.تابستون،تابستونه!یعنی مثلا اکبرِ اصغر آقا اینا یا اقدس صغری خانم اینا ممکنه هر لحظه بیاد پیشتون و کلا برنامه ی روز شما با علافی تو خیابونا سپری بشه...

۳.قرار نیست تا انتهای تابستون،نامزد جایزه ی نوبل بشین...پس تصمیم نگیرین کل کتاباتونو یه دور بخونین...


واقعا روی جملات بالا فکر کنید! علی رغم این که ممکنه خیلی چرند به نظر بیاد من واقعا آدم هایی رو می شناسم که به دلیل رعایت نکردن همین چندتا موضوع ساده کاملا برنامه ریزیشون شکست خورده...

اجازه بدید من یکی از اصولی که بهش اعتقاد دارم رو به عنوان حسن ختام این پست بنویسم اما واقعا این مسئله ادامه پیدا خواهد کرد!

بهتره آدم برای یک روز یه برنامه ی سبک بریزه و بتونه اجراش کنه،تا این که با دقت برای هم قسمت از روز برنامه ریزی کنه و بعدا در اثر دیر بیدار شدن یا بیرون رفتن یا خواب سر ظهر و از این حرفا برنامش عملی نشه...احتمالا تایید می کنید که یه جور حس شکست خوردگی در آدم القا می کنه که خودش بعد از چند دفعه دیگه میل آدم رو به برنامه ریزی کم می کنه...

من در یکی دو پست آینده ،درباره ی این موضوع صحبت می کنم...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 0:25  توسط داود  | 

 

خب بابا جان تازه یه هفته است که من از این جهنم خلاص شدم! یه کمی هم کار داشتم...اما پست بعدی درباره ی یک سری پیشنهاد برای برنامه ریزی تابستان خواهد بود....به زودی !

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 12:36  توسط داود  | 

    راستش در مورد تاثیر معدل روی کنکور لینک های پایین صفحه را ببینید.البته اگر در ۲ تایشان تناقض دیدید،زیاد تعجب نکنید،اصولا از این مسائل اینجا زیاد پیش میاد...

البته من صلاحیت کافی برای بحث روی کنکور رو ندارم،اما راستش با این شیوه ی جدید مخالفم.یک دلیلش به این بر میگرده که این جور تغییر سریع قوانین فقط به آشفتگی و سردرگمی داوطلبین منجر میشه و معمولا سال اول یه بی نظمی بزرگ اتفاق می افته.من هنوز نمی دونم که این قانون برای کارهای تحقیقاتی و المپیاد و از این دست مسائل چه ارزشی قائل شده است...اما اگر بی خیال این ها شده باشند،فکر می کنم این رکود جامعه ی دانش آموزی بیشتر هم می شود چون همین الان هم پدر و مادر های زیادی را می شناسم که مخالف این دست کارها هستند و بیشتر دلشان می خواهد که بچه هایشان از یک مسیر مطمئن وارد دانشگاه شوند و خلاصه این احتمالا به این نگرانی ها دامن خواهد زد.

۲.راستش من به یک دلیل دیگر هم با طرح حذف کنکور (به آن شکلی که شنیده ام) مخالفم...راستش اینجا کارها چندان بر مبنای قواعد پیش نمی رود،اصولا این قضیه سطح پارتی بازی را به شدت بالا می برد،آن قدر که همان سال اول داد خیلی ها در خواهد آمد...همان طور که همین الان هم پشت سر کمیته های مصاحبه کننده ی آزمون های دکترا حرف های زیادی می زنند.... 


 

http://62.60.150.204/e_answering/user/que_res.php?code=2306

http://www.roshd.ir/roshd/Default.aspx?tabid=36&ctl=Detail&mid=733&Id=1041&SSOReturnPage=Check&Rand=0

http://www.kelasor.com/content/view/120/33/

http://www.irankonkour.com/show_news.asp?id=1274

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 15:21  توسط داود  | 

راستش من هیچ ایده ای در مورد امتحان ندارم.چون سوال ها رو ندیدم.این لینکی رو هم که می نویسم در اثر وبگردی پیدا کردم

امتحان نهایی فیزیک

ارتباط با اداره ی کل ارزشیابی

جواب ها

یه کم بگردین و کلید رو پیدا کنید،در ضمن نظرات ملت رو هم بخونید.

 اگه حقیقتشو بخوای از دیدن این همه فحش یه کمی هم خندیدم...اما واقعا درک می کنم یه همچین امتحان مزخرف می تونه چه جوری رو اعصاب آدم ها راه بره.علت نوشتن این پست این بود که تصمیم گرفتم در مورد این دو تا موضوع حرف بزنم.

۱.من یه سری میل و پیغام تو ۳۶۰ داشتم مبنی بر این که شنبه بریم جلوی آموزش و پرورش و از این برنامه ها...راستش من عمیقا در مورد کارآیی این مکانیسم شک دارم.اگه از من می شنوید این راه حل خیلی خوبی نیست اما شاید جمع کردن امضا و کمک گرفتن از معلم ها راه های بهتری باشه...به هر حال واقعا درک می کنم که باید یه کاری کرد...فکر کنم یه سال هم بر اثر اعتراض امتحان لغو شده بود.

۲.من کاری به سیاست های کلی امتحان نهایی و از این چرتو پرتا ندارم،زمان ما می گفتن که امتحانات کشوری آسون ترن،حالا چی شده که یه امتحان کشوری این قدر سخت بوده رو نمی دونم.یا حداقل این همه اعتراض به نظرم اصلا طبیعی نیست.

ولی مساله اینه که کم نیستن امتحاناتی که سخت بودنشون فقط به خاطر یک سری انتقام شخصیه.ببینید منظورم خوب می فهمید اما چیزی که مهمه اینه فکر کنم نباید این روزا یادتون میره،شماها استاد ها و معلم های آینده این سیستمید،یادتون نره که دعوای شما با همسرتون ربطی به دانش آموز هایی که قراره فردا امتحان بدن نداره....

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 19:49  توسط داود  | 

این که چرا گاهی اینجا این گونه می شود،حکایت مفصلی دارد که حس نوشتنش واقعا نیست...اما به هر حال این مطلب قسمت دوم مطلب چگونه زیست بخوانیم به قلم خانم سوده رودباری است.از آنجایی که امیدان کویر دیگر یک واقعیت(یا شاید توهم...) کاملا مجازی است،شخصا از این که به رکود اینجا خاتمه دادند،متشکرم....

زیست-قسمت دوم 151 کیلوبایت

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 23:47  توسط داود  | 

برای دیدن جواب سوالات تستی مرحله ی دوم شیمی،دوره ی ۱۷ ام روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

در مورد شانس قبولی فعلا هیچ چی نمی دونم! سعی می کنم تا هفته ی دیگه اطلاعات بیشتری اینجا بذارم....

 

المپیاد شیمی+دوره ی هفدهم+پاسخ+جواب+سوالات+کلید+مرحله  دوم+۱۷

 

!!!!!!!!!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 18:41  توسط داود  | 

چرا می نویسم!

دلیلش ساده تر از این حرف هاست...آنقدر کامنت در پست قبلی زیاد شده که نمی توانم صفحه ی کامنت ها را باز کنم...اینقدر طول می کشه که حوصلم سر میره! در اولین فرصت جواب می دهم....

فعلا خوش بگذره!

روز نجوم هم گویا مبارک!

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:47  توسط داود  | 

نتایج المپیاد شیمی و بعضی از المپیاد های دیگر اعلام شده است.به همه ی ان هایی که قبول شده اند تبریک می گویم و برای همه شان آرزوی موفقیت دارم....

 

راستش حرفی که می خواستم بنویسم ان قدر مفصل است که در این پست کوتاه جا نمی شود....برای نوشتنش و یا حتی حس کردنش باید داستان ۳ یا ۴ سال زندگی من را ببینی که این هم غیر ممکن است....

چه قبول شده ای،چه قبول نشده ای...به نظرم بد نیست که کمی فکر کنیم.زندگی ادامه داره..مستقل از این که وضعیت الانمون چیه...این یه بازی پیچیده است...یک اتفاق خرابش نمی کنه...یک اتفاق نمی سازدش....به همین راحتی می شود نوشتش...اما حس کردنش سخت تر است...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 0:0  توسط داود  | 

پست قبلی را امیدوارم فردا بتوانم به طور کامل قرار دهم.با رفع کردن اشکال های تایپی....راستش تازه چند دقیقه پیش وقت شد جواب های برگه و فایل PDF را مقایسه کنم....به نظرم باید کاملا عوضش کرد....

امیدوارم تا آخر شب بشود درستش کرد.

 

فکر کنم در این دوره با حدود ۷۰٪ بشود در المپیاد شیمی قبول شد....

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 0:8  توسط داود  | 

اصولا اگه یه وقت دیدم که با شیمی نمی تونم پول در بیارم شاید رفتم سراغ تبلیغات!فعلا که بیشتر اعلامیه های جشن های دانشکده و از این جور مسخره بازی ها رو دارم تهیه می کنم خب اینم مثل اوناست دیگه!

 

القصه ما به ۴۷۹۰۸۴۹۰۸۴۳۹۸۹۰۴۳۸۴۰ نفر آدم قول داده بودیم که جواب سوال ها رو اینجا بذاریم اما فقط یه نفر اونقدر پایه بود که سوال ها را به دستم برسونه.دیشب من سوالها رو از خانم سرگزی گرفتم و خلاصه اینکه امشب یا حداکثر تا فردا صبح جواب ها رو میذارم اینجا.....

 

با خودتون میگید پس این چیه؟خب این یه کم حس تعلیق رو بیشتر می کنه!!!خوبه واسه تبلیغات!

به زودی به روز می شویم!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 19:4  توسط داود  | 

سلام به همگی.بچه ها من سوال های دوره ۱۷ رو ندارم.کسی می تونه سوال ها رو واسم بفرسته تا جواب هاشو بذارم روی بلاگ؟

مرسی

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 8:56  توسط داود  | 

من بابت این تاخیر باید از خیلی ها عذر خواهی کنم...به قول یکی از کامنت دهنده های پست قبلی وبلاگمان کپک زده بود در طی این مدت....راستش اولش امتحانات بود و بعدش کمی تنبلی از طرف من و بعد هم چند مسافرت ناگهانی....

یکی دو روز است که می خواهم بنویسم اما این وقایع اخیر زاهدان به کل تمرکزم را از بین برده است.تقریبا لحظه نمی توانم همه ی حواسم را جمع کارم بکنم.قرار شد برای دوست عزیز کلید دوره ی ۱۶ المپیاد شیمی را تهیه کنم.اما اخبار ضد و نقیضی که از چند ساعت پیش به گوش می رسید باعث شده تا این کار را در نهایت سرعت و بی دقتی انجام دهم.نمی دانم چند تا از سوالات را ممکن است غلط پاسخ داده باشم ولی به هر حال اگر خطایی دیدید خبر دهید تا اصلاحش کنم....

 

کد برگه ی سوالات من ۱ بوده است .اگرسوالات را ندارید یا می خواهید از یک برگه با کد دیگر استفاده کنید می توانید اصل سوالات را از این جا دانلود کنید:

سوالات دوره ی 16 المپیاد شیمی-کد 1

فایل جواب ها را هم می توانید از این جا دانلود کنید:

کلید سوالات دوره ی 16 المپیاد شیمی


یک سری کامنت جدید بوده است که دوستانتان زحمت جواب دادنش را کشیده اند....سعی می کنم از این به بعد مرتب تر باشم و از کسانی که کامنت شان بدون پاسخ مانده است معذرت می خواهم...اگر نمی توانید فایل ها دانلود کنید به من خبر دهید تا آن را برایتان میل کنم....

 

شاد زید...

حرف برای گفتن زیاد دارم،شاید جایش اینجا نباشد....

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 0:30  توسط داود  | 

سلام به همگی

 

نوشتن متن های طولانی در حال حاضر چندان برایم امکان پذیر نیست.بنابراین مدتی تجربیات شخصیم را اینجا می نویسم.

راستش را بخواهید من دو نوع برنامه ی درس خواندن کوتاه مدت داشتم.

منظورم از برنامه ی کوتاه مدت این است که در آن چندان به کنکور توجه نمی کردم.مثلا فقط قرار بود امروز عربی بخوانم یا مثلا برای امتحان دیفرانسیل حاضر شوم و یا برنامه ی امروزم موقتی بود و ربط چندانی به برنامه ی کنکورم نداشت.

  • نوع اولش شامل درس هایی بود که چندان علاقه ای بهشان نداشتم و یا روزهایی که حوصله ی درس خواندن نداشتم.معمولا این مواقع 45 تا 50 دقیقه درس می خواندم و 15 تا 10 دقیقه استراحت می کردم.بعد از این مدت دوباره شروع می کردم.به درس خواندن.این 45 دقیقه درس خواندن باعث می شد که بتوانم علی رغم بی حوصلگی درس خواندن را تحمل کنم.

اما مشکل عملیش این است که سر 15 دقیقه برگشتن به اتاق کمی  مشکل به نظر می رسد. من یا ساعت کوک می کردم و یا به یک نفر می سپردم که به هر قیمتی شده یاد آوریم کند که باید شروع کنم.گرچه گاهی کار به برخورد فیزیکی هم می کشید(!) ولی روی هم رفته می شد تقریبا همان حدود ها شروع به درس خواندن کرد.

 

  • نوع دومش شامل درس هایی بود که خوشم می آمد یا نیاز مند تمرکز بیشتری بودند و یا روزهایی که حال و حوصله ام سر جایش بود.برنامه ی امروز من تقریبا مشابه این حالت بود.مثلا از ساعت 10 صبح شروع به درس خواندن کرده بودم،از اولش هم با خودم قرار گذشته بودم که 10:45 استراحت کنم.ساعت را برای 10:45 کوک کردم و شروع کردم.بعدش 5 دقیقه ای استراحت کردم.معمولا این مواقع از اتاق بیرون نمی رفتم.به جایش می نشستم و یک آهنگ گوش می کردم.اگر میبینید نمی توانید هیچ کاری را در 5 دقیقه انجام دهید یا زمان استراحت را به 10 دقیقه تبدیل کنید و به جایش مثلا 55 دقیقه درس بخوانید.

خلاصه این که شخصی کردن هر برنامه قسمت مهمی از هر برنامه ریزی است.

 

بعد از ساعت 10:50 تا 11:20 تصمیم گرفتم ادامه دهم.حدودا 11:20 بود که برگشتم و از اول جایی که شروع به درس خواندن کرده بودم،نت هایم را مرتب کردم.بعضی جاهای مهم کتاب را علامت گذاری کردم و 11:30 بود که کتاب را بستم.

 

شاید بد نباشد روی قسمت آخر تاکید کنم.به محضی که قسمتی که می خواستید بخوانید را تمام کردید،همین طور کتاب را نبندید و بروید سراغ زندگیتان.حتما 5 تا 10 دقیقه ی آخر درس خواندنتان را برای دوره کردن مطالبی که در آن بازه خوانده اید اختصاص دهید.

وقتی هم شروع می کنید شاید بد نباشد که 5 دقیقه ی اول نگاهی به خلاصه نویسی یا های لایت هایی که انجام داده اید بیاندازید،تا ذهنتان کمی گرم شود.

 

برای سری بعد شاید بد نباشد به این سوال کمی فکر کنیم.نقش شانس در برنامه ریزی چیست؟یک سری شرایط لازم برای برنامه ی خوب از نظر شما چیست؟

من نظرات را در پست بعدی منتشر می کنم.(البته اگر نظری باشد،چون احتمالا درگیر امتحاناتید)

 

همدردی رسمی منو بابت این ضایعه اسف بار(امتحانات ترم اول) بپذیرید.انشاءالله به زودی از شرشون خلاص می شید.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 12:58  توسط داود  | 

کتابی هست به نام STEPS TO UNDERSTANDING که به نظرم شاید  بتواند کمک خوبی برایتان باشد.از این دو حال احتمالا خارج نیست.یا زبان انگلیسیتان خوب است و چندان نیازی به کار پایه ای در این زمینه ندارید.و یا کمی لنگ می زنید.اگر در دسته ی دوم هستید،این کتاب را بخرید و روزی ۲ صفحه اش را بخوانید.

هر دو صفحه شامل یک درک مطلب کوتاه و چندین سوال از این متن است.این کتاب آن قدر کاربردی است که حتی پیش آمده که متن درک مطلب کنکور را هم عینا از این کتاب داده اند.

نگرش من در مورد زبان انگلیسی در مورد نگرش من با عربی کاملا متفاوت است.در کنکور در درس زبان بیشتر به معنی و درک مطلب توجه می شود.۵ تست گرامر هم معمولا آنقدر راحت است که با یک ماه خواندن مطمئن بود که وضع خوبی خواهید داشت.اما از طرف دیگه به نظرم بد نیست که روزی نیم ساعت زبان انگلیسی بخوانید.سعی نکنید کلمه ها را با معنی حفظ کنید.سعی کنید جمله هایی که این کلمه ها در آن ها به کار رفته است را مرتبا بخوانید.به نظرم بعضی از داستان های این کتاب تقریبا بامزه بودند و باعث می شوند که مغزتان برای این کلمه ها که یاد میگیرید یک سیستم کد گذاری جدید استفاده کند و احتمالا بعدا سر جلسه امتحان ها اثراتش را لمس خواهید کرد.

کتاب  زبان اندیشه سازان خوب است.اما حجمش زیاد است.برمی گردد به این که چه قدر می خواهید روی این درس سرمایه گذاری کنید...


اگر ایده ی خاصی در زمینه زبان انگلیسی دارید،خوش حال می شوم با دیگران به اشتراک بگذاریدش.

 پ.ن۱:کمی متن را عوض کردم!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 22:16  توسط داود  | 

این بار می خوام در مورد دوره ی 40 نفر شیمی بنویسم:

1.در این دوره شما در کلاس های شیمی آلی،شیمی معدنی،شیمی تجزیه،شیمی فیزیک و شیمی عمومی شرکت می کنید...
2.اگر اشتباه نکنم استاد درس معدنی دکتر منصور عابدینی،استاد درس شیمی فیزیک دکتر آقایی و استاد درس شیمی عمومی هم خانم جبل عاملی هستند.
شیمی آلی معمولا این وسط شامل وضعیت متغیریه.از چند سال قبل به این طرف دو بار استاد این درس عوض شده است اما فکر کنم در حال حاضر دکتر کیانمهر استاد این درس هستند.
بعد از رفتن دکتر نجات از باشگاه،الان درس تجزیه توسط دکتر نعمتی تدریس می شود. و البته شما آزمایشگاه هم دارید که بعدا درباره اش می نویسم.

فکر کنم بد نباشه یه سری منبع در مورد هر درس بهتون معرفی کنم:
3.1 : شیمی آلی
1)شیمی آلی موریسون و بوید:این کتاب بسیار کتاب خوبیه.ترجمه مناسبی هم در بازار ازش موجوده،حل المسائلش هم به راحتی تهیه می شه اما یه مشکل مهم داره و اون اینه که چون آخرین ویرایش کتاب خیلی قدیمیه(فکر کنم 1992) کتاب هیجان انگیزی برای یادگیری آلی نیست.واقعا ادامه دادنش کار سختیه.این کتاب روی شیمی فضایی زیاد بحث نکرده و همین یه ذره استفاده از شو سخت کرده،اما روی هم رفته زیاد بد نیست.اگه بخوام از 5 نمره بدم فکر کنم ۳.۵ خوب باشه.
2)شیمی آلی سولومونز:این کتاب تقریبا جدیدتره،ویرایشی که ازش تو بازاره ترجمه ویرایش 1996 است،اما تا جایی که من یادمه حل تمرین نداشت و این بزرگ ترین نقطه ضعف این کتابه.برای درس آلی وجود یک حل تمرین جامع واقعا لازمه.بنابراین به نظرم 3.5 نمره خوبی باشه.دکتر کیانمهر از روی این کتاب درس میدن(سوال نمی دن ها!) و شاید به هر حال برای بعد از عید بد نباشه یه نگاهی بهش بیاندازید.
3)شیمی آلی ولهارد این کتاب واقعا عالیه،حل المسائلش هم نوشته یک ایرانیه.درسته که حل المسائل اصلیه نیست اما روی هم رفته بد نیست.کتاب نسبتا سنگینیه و شاید برای شروع یه مقدار سخت به نظر برسه.بهترین ویرایش این کتاب از نظر چاپ فکر کنم ویرایش دوم چاپ دانشگاه صنعتی اصفهانه.اما تقریبا قدیمیه،این کتاب اخیرا ویرایش 5 ام هم در اومده اما ترجمه نشده...(4 هم خوبه گرچه تا 4.5 هم راه داره!)
4)شیمی آلی مک موری: این کتاب بسیار چاپ مناسبی داره،حل تمرین بسیار خوبی هم داره که نوشته سوزان مک موریه،روی هم رفته هم کتاب ساده اییه...اما دو تا مشکل داره
1.نسبت به کتاب های آلی دیگه گرون حساب میشه
2.یه مقدار ترتیب فصلاش با فصل های باقی کتاب ها فرق می کنه،احتمالا مجبور می شید 2 جلدشو بخرید(4 هم مناسبه)

ولی شاید مک موری شروع خوب و مناسبی برای آلی باشه....

در مورد باقی هم به زودی می نویسم،


سلام.من تصمیم گرفتم یه سری درصد و رتبه از سال های محتلف تو وبلاگ منتشر کنم.اگه می تونید کمک کنید،لطفا بهم خبر بدید.مرسی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 22:30  توسط داود  | 

اول پاسخ به سوالات نظرات پست قبلی:

به نگار:کنکور اصلا پدیده ی جالبی نیست.اینجا هم شاید پله ای است برای روزهای دیگر که بشود از چیزهایی مهمتر از حرکت پرتابه و نیروی ی گریز از مرگز نوشت...فعلا ساختارش این گونه است.انشاءالله عوض می شود!

به شهریار:مخلصیم!

به mitch و بهزاد: مشکل باز هم حل نشد؟

به علی:نه بابا حرف شما واسه ما سنده!حتما!

به آیدا: در مورد فیزیک راستش حرف زیاده.یه کتابی هست به اسم ۲۰ آزمون فیزیک که البته ویرایش خیلی قدیمیش مثلا ۳-۵ سال قبلش عالیه.ممکنه پیدا کردنش سخت باشه.اما واقعا به درد می خوره.کتاب اندیشه سازان هم بد نیست اما حجمش زیاده! اما روش کتاب فیزیک فرید شهریاری به نظرم بد نیست.یعنی این که اول تمرین های تشریحی و بعد  کم کم تستی...در مورد دیفرانسیل هم من  کتاب "ماشاءالله رضوی" را می خواندم.به نظرم کتاب خوب و شسته رفته ای بود.روزی هم ۴-۴:۳۰ ساعت به طور میانگین در کل دوران کنکور...خب بعضی از روزها کمتر بعضی از روزها بیشتر!این ها را میل هم می زنم.

 

به سارا: عجب! آقای درویشی کیه؟! اصلا پاک گیج شدم! خب احتمالا اسم مستعاره!


لینک دادن به ما:

آقایون و خانم های گرامی که به ما لینک می دهید.بسیار ممنون!راستش سیاست(!) این وبلاگ در لینک دادن این است.من به سرعت به وبلاگ های علمی لینک می دهم.(البته تا به جنبم یکی دو هفته ای گذشته!)اما در مورد وبلاگ های شخصی تا به حال تردید داشته ام...برای من حریم شخصی افراد(از جمله خودم) بسیار مهم است.بنابراین شک کرده ام که شاید از طریق لینک من عده ای وبلاگ کسی را ببینند که راضی نباشد.گرچه وقتی روی نت وبلاگ می نویسیم،به نوعی ریسکش را پذیرفته ایم که دیگران هم از احوال ما خبر دار شوند اما به هر حال من کمی تردید داشته ام.اگر کسی مایل است به من خبر دهد من با کمال میل(و البته با افتخار) لینک می دهم.اما خودم کمی از این کار می ترسم...


المپیاد شیمی:

این مطلب سر درازی دارد.من ابتدا این را برای سایت رشد نوشته بودم،قرار بود که وقتی در آنجا کامل شد مرتبش کنم.اما از شانس بد ۳-۴ هفته ای است که به روز نمی کنند و مطالب من هم همین طور روی هوا مانده است.من قسمتی از همان ها را اینجا میاورم.وقتی به روز کردند.مرتبش می کنم.فعلا برای دیدن مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 22:44  توسط داود  | 

این قسمت اول مطلب فیزیک است.این قسمت برای راحتی دانلود به دو قسمت تقسیم شده است:

برای دانلود قسمت اول اینجا را کلیک کنید.فیزیک_قسمت اول(144 کیلو بایت)

برای دانلود قسمت دوم اینجا را کلیک کنید.فیزیک_قسمت دوم(214 کیلو بایت)

اگر مشکلی در فایل دیدید،لطفا به من خبر دهید.

در مورد المپیاد شیمی و ادبیات هم به زودی خواهم نوشت(انشاءالله که مثل این سری بد قول نخواهم شد!)

 


به نگار،شهریار،امین و بهزاد:

جواب ها را در پایین نظرات همان پست نوشتم...


بعد التحریر: درباره ی مشکلات دانلود:

بچه ها من فایل ها رو بررسی کردم.مشکلی نبود.برای دانلود اول روی لینک ها کلیک کنید.بعد در صفحه ی دوم روی download file کلیک کنید.امیدوارم مشکل حل بشه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 18:13  توسط داود  | 

اولش شاید بد نباشد این را بخوانید:

راستش را بخواهید،مدت هاست که می خواهم این مطلب را بنویسم،اما این اواخر اوضاع زندگیم پاک به هم ریخته بود.در طی این دو هفته چندین بار سعی کردم مطلب را تمام کنم،اما هربار تلاشم بی فایده بود.تا امروز که تصمیم گرفتم هر طور که شده قسمت اول را به روز کنم.در مورد این مطلب باید یک مطلب کوچک را یاد آوری کنم.این مطلب حاوی ۴ سوال فیزیک از کنکور سراسری رشته ی ریاضی سال ۱۳۸۴ است.برای هر سوال توضیحات زیادی نوشته ام.برای قسمت اول سعی کنید سوالات را حل کنید و جواب ها را بخوانید.در قسمت دوم درباره ی پیشنهاد هایم برای فیزیک خواندن صحبت خواهم کرد.

 

اصل این مطلب حدود ۲ سال قبل نوشتهبودم.بنابراین ممکن است قسمت هایی از متن نارسا و یا با اشکال همراه باشد،خوشحال می شوم نظراتتان را درباره ی متن بدانم...


این متن را هفته ی قبل نوشته ام.اما یک سری اتفاق احمقانه در طی این مدت کار آپلود کردن فایل ها را به تاخیر انداخته است.یک اشتباه از طرف من و مشکل هاست باعث شد تا در طی این هفته هم کاری از پیش نرود...

از همه ی کسانی که در طی این مدت اینجا را می خواندند و آنهایی که کامنت گذاشته اند و نتوانستم جوابشان را بدهم،معذرت می خواهم....

من تمام سعیم را می کنم که این مطلب همین آخر هفته به روز شود....

از این همه تاخیر باز هم عذر می خواهم و امیدوارم که حداقل به درد یک نفر بخورد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385ساعت 13:24  توسط داود  |