تبليغاتX
گز - ایدز در پنج پرده

گز

گیاه مقاومی است،با کویر خوب می سازد...دیدم شاید برای اینجا اسم مناسبی باشد

گوشمان از شنیدن این‌که ایدز، درمان ندارد پر است. فکر نمی‌کنم لازم باشد که من هم یک‌بار دیگر یک‌مشت اطلاعات پزشکی را از این‌جا و آن‌جا جمع کنم، و برایتان بگویم که ویروس HIV چه به روز سیستم ایمنی می‌آورد.

اصلاً به ما ربطی ندارد که AIDS مخفف چیست و مگر قرار است ما اصلاً تا آخر عمرمان ایدز بگیریم؟ اصلاً این‌ها همه‌اش حرف است که بچه‌های مردم را بترسانند. ما که در ایران تعداد مبتلایانمان کم است و الحمدالله "هیچ" رفتار پرخطری هم نداریم. ما چرا باید بترسیم؟

برای این‌که ببینید چرا باید بترسیم (و البته گاهی هم لازم است نترسیم) بیاییم فرض کنیم که همین الآن دستگاهی به شما داده‌اند که می‌تواند در عرض چند ثانیه، به شما اعلام کند که آلوده هستید یا نه؟ به هر حال اگرچه من مطمئن نیستم که برای ایدز هم چنین کیتی (که برای خود اشخاص قابل استفاده باشد) وجود دارد یا نه اما علی‌رغم واقعی نبودنش در حال حاضر، دستگاهی شبیه به این آن‌قدر‌ها هم تخیلی نیست که نشود حتی تصورش کرد. چیزی بین دستگاه‌های اندازه‌گیری قند خون (که با یک‌قطره‌خون کار می‌کنند) و یا دستگاه‌های تست حاملگی (می‌توانید یکی را این‌جا ببینید) که با دقت قابل توجهی در زمان کم جواب می‌دهند احتمالاً می‌توانند شروع اولیه خوبی برای تجسم نوع کار این دستگاه فرضی ما باشند.

و بله! شما یکی از این‌ها را دارید! یعنی اگر راستش را بخواهید، شما مالک تنها مدل موجود و اولین و آخرین دستگاه روی کره زمین هستید! ولی شما که کار خلافی نکرده‌اید، رابطه‌ی پر‌خطر محافظت نشده‌ای نداشته‌اید، معتاد تزریقی نیستید، و انتقال ایدز از طریق مادر به شما هم به همین ترتیب نزدیک به صفر است. شما چرا خودتان را به دردسر بیاندازید؟

پرده‌ی اول: حقایق

هنوز بسیاری از خانواده‌ها، از یک یا دو ناخن‌گیر استفاده می‌کنند. لیف و کیسه در بسیاری از خانواده‌ها به شکل شخصی در نیآمده است. حتی گاهی پیش می‌آید که مسواکمان را پیدا نمی‌کنیم و احتمالاً برای بعضی از ما پیش می‌آید که وسوسه شویم مسواک یکی از اعضای خانواده را برداریم و همان یک‌بار از آن استفاده کنیم. من خودم سلمانی‌های واقعاً محدودی را می‌شناسم که بعد از هر مشتری وسایل‌شان را کاملاً ضد‌عفونی کنند و بگذارید به دندان‌پزشکی هم فکر کنیم و این‌که فرض کنیم دندان‌پزشکی آن‌قدر مسؤول نباشد که همه‌ی وسایلش را به مدت کافی ضد‌عفونی کند. و این فهرست ادامه دارد: تسلیم شدن به یک وسوسه با تم "عاشقانه"، موقعیت‌هایی که "گه‌گاه با دوستان پیش می‌آید"، پدیده‌ای که خیلی‌ها دوست ندارد قبولش کنند ولی وجود دارد و آن هم کنجکاوی‌های جنسی است که در زنگ‌های تفریح در مدارس اتفاق می‌افتد (و اتفاقاً هر چه سن بچه‌ها کم‌تر است، بیش‌تر در معرض وقوع آن هستند)، تزریق مواد مخدر و خال‌کوبی‌هایی که روز‌به‌روز بیش‌تر مد می‌شوند ... .

اگر هر کدام از کارهای بالا را حتی فقط برای یک‌بار تجربه کرده باشید، احتمالش وجود دارد که قربانی بعدی شما باشید! (توجه دارید که گفتم احتمال دارد و اتفاقاً احتمال وقوع بعضی‌هاشان بسیار کم است اما به هر حال وجود دارند)

پرده‌ی دوم: یک تست مجانی

باز هم حاضر نیستید از آن دستگاه عجیب استفاده کنید؟ به هر حال «مطمئن بودن» همیشه احساس بهتری است. و فرض کنیم که شما راهنمای دستگاه را می‌خوانید و قطره‌ای از خون‌تان را وارد دستگاه می‌کنید و چند دقیقه‌ای صبر می‌کنید و صبر می‌کنید و صبر می‌کنید ... .

پرده‌‍ی سوم: اچ.آی.وی پازتیو

و بعدش یک علامت + می‌بینید ... .

این‌که علامت +  آمده است و شما HIV positive شده‌اید فقط برای دراماتیک شدن این داستان است و قول می‌دهم وقتی به خط آخر رسیده‌اید، این خط عمودی را حذف کنم و شما بشوید همان آدم سالم قبلی.

فقط سعی کنید کمی از تخیل‌تان کمک بگیرید. طبیعتاً این چیزی نیست که بخواهید بروید در خیابان و جار بزنیدش.

 "آقایان، خانم ها! من ایدز ندارم، فقط مبتلا به HIV هستم و خواهشمندم از من فاصله بگیرید" (البته احتمالاً می‌دانید که این روش انتقال در مورد ایدز وجود ندارد و فقط برای حالت حدی نوشته شده است)

آیا آن‌قدر شجاعت دارید که هربار که سلمانی و یا دندان‌پزشکی می‌روید، بگویید:

"ببخشید، من HIV دارم. می‌شه بعد از من وسایل‌تونو ضد‌عفونی کنید؟"

و یا حتی محافظه‌کارانه بگویید:

"من یه مقدار آنزیم‌های کبدیم بالا بوده و حالا آزمایش هیپاتیت دادم، به هر حال جهت اطمینان لطفاً این‌ها را ضد‌عفونی کنید."

سرزنش‌تان نمی‌کنم اگر جواب‌تان منفی باشد. مردم هم در جامعه همیشه به این بیماری به‌گونه‌ی بدی نگاه كرده‌اند. متأسفانه راه‌های درست انتقال هنوز به‌خوبی برای خیلی از ما‌ها مشخص نیست و البته تصور انتقالش آن‌قدر آزار‌مان می‌دهد که احتمالاً اگر کسی تا این‌حد شجاع باشد هم احتمالاً رفتار ما در قبالش حمایت‌کننده نیست.

پرده‌ی چهارم: خشم

اصلاً به شما چه؟! خود شما مگر کار بدی کرده‌اید که مبتلا شده‌اید؟ مردم به جهنم! بگذارید همه‌اشان بگیرند و بمیرند. دنیا برای شما دیگر تمام شده‌است.

مردم به جهنم! شما در حمام مشغول شستن خود هستید و یک جوش کوچک را روی پوست‌تان، در موقع شستشو می کَنید. کمی خون می‌آید و شما حتی متوجه هم نمی‌شوید. فقط بر حسب یک اتفاق ساده، لیف را نشسته باقی می‌گذارید. نفر بعد از شما که به حمام می‌رود، "پدر،مادر،خواهر یا برادر‌تان" است. این سناریو دوباره تکرار می‌شود و فقط از آن‌جایی که خیلی بدشانسید نفر بعدی را هم مبتلا می‌کنید.

پرده‌ی پنجم: بیداری

"یک لحظه ... فقط یک لحظه به این قضیه فکر کنید."

اگر این اتفاقات، پشت شما را هم مثل من می‌لرزاند، پس شما جای درستی هستید. شما  توانایی تغییر پرده‌ی آخر این بازی را دارید. دعوت من را به

ایدز، پشت دروازه ها

بپذیرید و درباره‌ی پیش‌گیری از ایدز از همین امروز شروع به‌کار کنید. ایدز به‌یقین یکی از چالش‌های آینده‌ی بشری است و ما تنها کسانی هستیم که می‌توانیم (و به‌نظر من حتی باید) اوضاع را تغییر دهیم.

همین حالا شروع کنید

راه‌های زیادی وجود دارد که  می‌توانید به مبارزه علیه  HIV/AIDS  ملحق شوید:

  • تست HIV بدهید. (در بلاگ به زودی اطلاعات بیش‌تری در این‌باره خواهید دید)
  • از روش‌های امن برای داشتن یک رابطه‌ی جنسی استفاده کنید (و مطمئن باشید که می‌دانید یک روش امن چیست)
  • همین امروز تصمیم بگیرید که دست به رفتار پرخطر نزنید.
  • درباره‌ی HIV با اعضای خانواده، همکلاسی‌ها و دوستان‌تان حرف بزنید.
  • از کسانی که ایدز دارند، حمایت کنید تا بتوانند زندگی‌شان را دنبال کنند.
  • در جامعه‌ی خود‌تان مراسمی برای افزایش آگاهی عمومی برپا کنید.

برگرفته شده از www.hhs.gov 

 

ایدز را همین امروز جدی بگیریم